خرید بک لینک

روی عکس نیمه باز شده دو ضربه کوتاه و پشت سر هم زدم، قلب گنده ای روی صفحه موبایلم ظاهر شد.عکس برای یکی از دوستان دانشگاهم «س» بود. تولدش را به خودش و دوستانش تبریک گفته بود و از دوستانی هم که سوپرایزش کرده بودند تشکر کرده بود و به رسم ادب اینستاگرامی روی عکس اسم هر کدام را تگ کرده بود. یازده کامنت همکلاسیان و استاد! را خواندم. کامنتی زیر عکس برایش نوشتم.دو روز پیش هم تولدش را در تلگرام پیامی تبریک گفته بودم. در حقیقت اصلا نمیدانستم تولدش در چه تاریخی هست، خودش در پروفایل (تولدم هست) گذاشته بود و به نوعی اطلاع داده بود. کامنت اول زیر عکسش برای «م »بود. «م» در کارشناسی به دانشگاه ما آمده بود و ما دو سال با او همکلاس شده بودیم. دوست داشتنی و زیبا بود، تا پارسال با من دوست بود، دوستش داشتم، نمیدانم دوستم داشت یا نه. نوشته بود «تولدت مبارک عشقم». یک لحظه از کامنتی که نوشته بود جا خورده بودم آخر نمیدانستم «س» و «م» آنقدر با هم صمیمی باشند. فکر میکردم من تا حدودی با «س» باید صمیمی باشم. چهار سال بود که همکلاس بودیم. کنار هم نشسته بودیم، درس گوش کرده بودیم، حرف ها زده بودیم، خندیده بودیم، شیطنت کرده بودیم، غذا خورده بودیم، کار کرده بودیم، تا ایستگاه های اتوبوس راه رفته بودیم. او باید با من بیشتر از «م» صمیمی بوده باشد. کمی حسودی ام گرفته بود و احساس میکردم من حق بیشتری دارم، زمان بیشتری با او دوست بودم.

دلم گرفته بود. یادم آمد هیچ وقت، هیچ وقت، نتوانسته بودم یک دوست خوب داشته باشم. من دوستی نداشتم، همیشه تنها بودم. تا یادم می آید از بچگی ام با هر کسی که دوست بودم را از دست داده ام. و الان هیچ دوستی ندارم، یک سال قبل همه ی دوستان راهنمایی و دبیرستان و دانشگاه را به خاطر (او) از دست داده بودم. اینستاگرام و تلگرامم را پاک کرده بودم و از هیچکس خبری نداشتم. میخواستم برای مدتی تنهای تنها باشم.

برچسب: تنهای تنهای تنها,تنهاي تنها,تنهای تنها منم,تنهاي تنها معين,تنهای تنها مانده ام,تنهای تنها عکس,تنهای تنها دانلود,تنهایم تنها,تنهاترین تنهای عالم,تنهام تنها, نویسنده: سارا باقریان تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 22:11

صفحه بندی