راز سرماخوردگی ها - تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 17:40
دوباره سرماخورده ام، از آن سرماخوردگی های خفن که گلوی آدم آتش می گیرد، اصلأ بدن من یک قانونی از خودش درآورده که روز تاسوعا و عاشورا من بدون سرماخوردگی نباشم، حتمأ حتمأ باید فین کنم و صدایم بگیرد و گلویم آتشی شود، سال پیش را خوب یادم هست، جسمم به این افتضاحی نبود، روحم افتضاح بود، تاسوعا را رفته بودی...
آمپول!!! - تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 22:11
داره بارون میاد... یک بارون پاییزی در آخرای عمر شهریور95، خوبه نه؟ این بارون با اون بارون زمستونی فرق داره، مگه نه؟ یادت هست اصلا؟! گمان نکنم یادت بیاد ولی من همه اش یادم هست، همه ی همه حرفهایت. زمستون بود... بارونی بود... فکرش را بکن هم زمستان باشد، هم باران باشد، هم تو باشی. گفتم: « زمستون دوست دا...
متولد ماه آخر تابستونن - تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 22:11
زود اومد و چه زود داره میره!! شهریوری که چندین ماه پیش باعث سوتفاهم برای یک لج بازی شده بود.
تنهای تنها - تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 22:11
روی عکس نیمه باز شده دو ضربه کوتاه و پشت سر هم زدم، قلب گنده ای روی صفحه موبایلم ظاهر شد.عکس برای یکی از دوستان دانشگاهم «س» بود. تولدش را به خودش و دوستانش تبریک گفته بود و از دوستانی هم که سوپرایزش کرده بودند تشکر کرده بود و به رسم ادب اینستاگرامی روی عکس اسم هر کدام را تگ کرده بود. یازده کامنت هم...
حرف ها - تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 22:11
جز خودت هیچ کس نیست. ترسیدم، یک لحظه خیلی ترسیدم، ترسیدم تمام آرزوهایم را باد ببرد. یکبار دیگر کابوس ها به سراغم بیاید. خدایا میدانی که یکبار دیگر را تحمل ندارم همان در تمام زندگیم برایم بس بود. خواهش میکنم، التماست میکنم، به بهترین و پاک ترین بندگانت قسمت میدهم بار دیگر نا امیدم نکن. خیلی خسته ام.....
خل یا ول !!! - تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 22:11
می گویی خل شده ام... معلوم است که خل می شوم... هر کی به جای من بود هم خل می شد... این که تعجب نمی خواهد... نبودنت خل که چه عرض کنم ول هم می کند... بعله ول می کند... من را از همه چی ول می کند عزیزکم ...